zähmbar

Aussprache: /ˈt͡sɛːmˌbaːɐ̯/
Worttrennung: zähm·bar
صفت

رام‌شدنی، اهلی‌شدنی، قابل کنترل

Bedeutungen

1

قابلیت رام شدن، اهلی شدن یا تحت کنترل درآوردن را داشتن (معمولاً در مورد حیوانات).

  • Nicht alle Wildtiere sind zähmbar.همه حیوانات وحشی رام‌شدنی نیستند.
  • Früher glaubte man, dass Pferde die ersten zähmbaren Tiere waren.در گذشته اعتقاد بر این بود که اسب‌ها اولین حیوانات رام‌شدنی بودند.
  • Der junge Löwe war noch nicht vollständig zähmbar.شیر جوان هنوز کاملاً رام‌شدنی نبود.