zähneklappernd
دندانقروچه کنان، با دندانهای به هم خورده از سرما یا ترس
Bedeutungen
1
صدایی که در اثر لرزیدن دندانها به هم برخورد میکنند، معمولاً به دلیل سرما، ترس یا هیجان شدید.
- Im eisigen Wind saßen die Kinder zähneklappernd am Fenster.در باد یخبندان، بچهها با دندانهای به هم خورده کنار پنجره نشسته بودند.
- Seine Stimme war zähneklappernd vor Angst.صدایش از ترس دندانقروچه کنان بود.
- Wir warteten zähneklappernd auf den Beginn der Vorstellung.ما با دندانهای به هم خورده منتظر شروع نمایش بودیم.