zähneknirschend
با دندان قروچه، با اکراه، با نارضایتی
Bedeutungen
1
با نارضایتی شدید، اکراه یا خشم فروخورده انجام دادن کاری؛ اغلب به صورت مجازی برای نشان دادن نارضایتی به کار میرود.
- Er stimmte dem Vorschlag zähneknirschend zu.او با اکراه با پیشنهاد موافقت کرد.
- Die Mitarbeiter mussten zähneknirschend die neuen Regeln akzeptieren.کارمندان مجبور بودند با نارضایتی قوانین جدید را بپذیرند.
- Sie ertrug die Kritik zähneknirschend.او با دندان قروچه انتقاد را تحمل کرد.