zähneknirschend

Aussprache: /ˈtsɛːnəˌknɪrʃn̩t/
Worttrennung: zäh·ne·knir·schend
صفت

با دندان قروچه، با اکراه، با نارضایتی

Bedeutungen

1

با نارضایتی شدید، اکراه یا خشم فروخورده انجام دادن کاری؛ اغلب به صورت مجازی برای نشان دادن نارضایتی به کار می‌رود.

  • Er stimmte dem Vorschlag zähneknirschend zu.او با اکراه با پیشنهاد موافقت کرد.
  • Die Mitarbeiter mussten zähneknirschend die neuen Regeln akzeptieren.کارمندان مجبور بودند با نارضایتی قوانین جدید را بپذیرند.
  • Sie ertrug die Kritik zähneknirschend.او با دندان قروچه انتقاد را تحمل کرد.