zänkisch

Aussprache: /ˈt͡sɛŋkɪʃ/
Worttrennung: zän·kisch
صفت

ستیزه‌جو، دعوایی، اهل نزاع

Bedeutungen

1

کسی که تمایل زیادی به دعوا، جر و بحث و مشاجره دارد؛ بدخو و ناسازگار.

  • Die zänkische Nachbarin beschwerte sich über jeden kleinen Lärm.همسایه دعوایی از هر سر و صدای کوچکی شکایت می‌کرد.
  • Er war bekannt dafür, ein zänkischer Mensch zu sein, der immer Streit suchte.او به عنوان فردی ستیزه‌جو که همیشه دنبال دعوا بود، شناخته می‌شد.
  • Ihre zänkische Art machte es schwierig, mit ihr auszukommen.روش ستیزه‌جوی او باعث می‌شد که کنار آمدن با او دشوار باشد.