zärteln
عشقبازی کردن، ناز و نوازش کردن، ابراز محبت کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas zärteln)
با مهربانی و لطافت کسی را نوازش کردن یا با او رفتار کردن، ابراز محبت کردن.
- Er zärtelt mit seinem kleinen Kind und streichelt es sanft.او با فرزند کوچکش مهربانی میکند و به آرامی او را نوازش میدهد.
- Die beiden verliebten zärtelten miteinander im Park.آن دو عاشق در پارک با هم عشقبازی میکردند.