zärtlich
باپدربزرگانه/مادرانه، مهربان، لطیف، پر از ابراز محبت
Beispiele
- So beginnt er die Affäre ganz vorsichtig, entpuppt sich dann aber als aufmerksamer und ''zärtlicher'' Liebhaber.بنابراین او رابطه را خیلی با احتیاط آغاز میکند، اما بعداً معلوم میشود که معشوقی مبادی آداب و پرمهر است.