zärtlich
باپدربزرگانه/مادرانه، مهربان، لطیف، پر از ابراز محبت
Bedeutungen
1
نشاندهنده محبت، مهربانی و لطافت عمیق، اغلب در رفتار با کودکان، حیوانات یا عزیزان.
- Die Mutter streichelte ihr Kind zärtlich über den Kopf.مادر به آرامی و با محبت سر فرزندش را نوازش کرد.
- Er sprach mit zärtlicher Stimme zu ihr.او با صدایی لطیف و پر از محبت با او صحبت کرد.
- Sie gab dem verletzten Vogel einen zärtlichen Blick.او نگاهی مهربان به پرنده زخمی انداخت.