zärtlich

Aussprache: /ˈtsɛːɐ̯tlɪç/
Worttrennung: zärt·lich
صفت

باپدربزرگانه/مادرانه، مهربان، لطیف، پر از ابراز محبت

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده محبت، مهربانی و لطافت عمیق، اغلب در رفتار با کودکان، حیوانات یا عزیزان.

  • Die Mutter streichelte ihr Kind zärtlich über den Kopf.مادر به آرامی و با محبت سر فرزندش را نوازش کرد.
  • Er sprach mit zärtlicher Stimme zu ihr.او با صدایی لطیف و پر از محبت با او صحبت کرد.
  • Sie gab dem verletzten Vogel einen zärtlichen Blick.او نگاهی مهربان به پرنده زخمی انداخت.