zäumen

Aussprache: /ˈtsɔɪ̯mən/
Worttrennung: zäu·men
فعل

دهنه زدن، افسار زدن (به اسب)، مهار کردن، کنترل کردن

Beispiele

  • Zäumt'' die Pferde! Wir reiten gleich los.به اسب‌ها دهنه بزنید! ما فوراً حرکت می‌کنیم.
  • Wenn nun ein Lärm entsteht, so muß der Perser sein Pferd satteln und ''zäumen,'' sich den Harnisch anlegen und dann erst kann er aufsitzen.اگر سر و صدایی بلند شود، ایرانی باید اسب خود را زین و دهنه کند، زره خود را بپوشد و سپس می‌تواند سوار شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به اسب دهنه زدن، افسار زدن.

  • Der Reiter zäumt sein Pferd vor dem Ausritt.سوارکار قبل از سواری به اسبش دهنه می‌زند.
  • Sie zäumte das junge Fohlen vorsichtig.او با احتیاط به کره اسب جوان دهنه زد.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی یا کسی را مهار کردن، کنترل کردن، محدود کردن.

  • Er musste seine Wut zäumen, um nicht auszurasten.او مجبور بود خشم خود را مهار کند تا از کوره در نرود.
  • Die Regierung versucht, die Inflation zu zäumen.دولت تلاش می‌کند تورم را مهار کند.