zäumen

Aussprache: /ˈtsɔɪ̯mən/
Worttrennung: zäu·men
فعل

دهنه زدن، افسار زدن (به اسب)، مهار کردن، کنترل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zäumen)

به دهان اسب، اسبابی مانند دهنه و افسار را بستن تا بتوان آن را هدایت کرد.

  • Der Reiter zäumte sein Pferd sorgfältig.سوارکار با دقت به اسبش دهنه زد.
  • Bevor wir ausreiten, müssen wir die Pferde zäumen.قبل از اینکه بیرون برویم، باید به اسب‌ها افسار بزنیم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas zäumen)

چیزی یا کسی را مهار کردن، کنترل کردن یا محدود کردن (به صورت مجازی).

  • Es ist schwierig, die eigenen Emotionen zu zäumen.مهار کردن احساسات خود دشوار است.
  • Die Regierung versucht, die Inflation zu zäumen.دولت تلاش می‌کند تورم را کنترل کند.