einzäunen
حصار کشیدن، حصار زدن، محصور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einzäunen)
دور یک منطقه یا ملک حصار کشیدن تا آن را محصور کند و از ورود و خروج غیرمجاز جلوگیری شود.
- Wir müssen den Garten einzäunen, damit die Kinder sicher spielen können.ما باید باغ را حصار بکشیم تا بچهها بتوانند با خیال راحت بازی کنند.
- Das Baugrundstück wurde mit einem hohen Zaun eingezäunt.قطعه زمین ساختمانی با یک حصار بلند محصور شد.