zögern
تردید کردن، تعلل کردن، درنگ کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit etwas zögern) / zu + Infinitiv (zögern, etwas zu tun)
دودل بودن، در انجام کاری درنگ کردن یا آن را به تعویق انداختن، اغلب به دلیل عدم اطمینان یا ترس.
- Sie zögerte mit ihrer Antwort.او در پاسخ دادن تعلل کرد.
- Er zögerte, die gefährliche Aufgabe zu übernehmen.او در پذیرفتن وظیفه خطرناک تردید کرد.