zurückziehen
پس کشیدن (دست/نیروها)، پس گرفتن (حرف/پیشنهاد)، کنارهگیری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zurückziehen)
چیزی را فیزیکی به عقب کشیدن (دست، نیروها، سرمایه).
- Die Armee zog ihre Truppen aus der besetzten Zone zurück.ارتش نیروهای خود را از منطقه اشغالی پس کشید.
- Er zog seine Hand schnell zurück, als er die heiße Herdplatte berührte.او به محض لمس کردن اجاق داغ، دستش را سریع عقب کشید.
2
Akkusativ (etwas zurückziehen)
گفته، پیشنهاد، شکایت یا درخواستی را پس گرفتن و لغو نمودن.
- Der Politiker zog seine umstrittene Aussage zurück.سیاستمدار اظهارات بحثبرانگیز خود را پس گرفت.
- Sie hat ihre Bewerbung zurückgezogen.او درخواست شغلی خود را پس گرفت.
3
sich (Akkusativ) + in + Dativ / aus + Dativ
عقبنشینی کردن، از جامعه/فعالیت کنارهگیری کردن یا خلوت گزیدن.
- Nach dem Skandal zog er sich aus der Öffentlichkeit zurück.او پس از رسوایی از انظار عمومی کنارهگیری کرد.
- Sie hat sich in ihr Schneckenhaus zurückgezogen.او در لاک خود فرو رفت (منزوی شد).