zölibatär

Aussprache: /t͡sœlibaˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: zö·li·ba·tär
صفت

مجرد، عفیف (در مورد زندگی روحانیون)

Bedeutungen

1

به وضعیت تجرد، به ویژه در مورد روحانیون کاتولیک که متعهد به عدم ازدواج هستند، اشاره دارد. همچنین می‌تواند به معنای عفت و پرهیز از روابط جنسی باشد.

  • Der Priester lebt ein zölibatäres Leben.کشیش زندگی مجردی را می‌گذراند.
  • Die Regel des zölibatären Lebens wurde im Mittelalter eingeführt.قاعده زندگی مجردی در قرون وسطی معرفی شد.
  • Er entschied sich für einen zölibatären Lebensstil.او سبک زندگی مجردی را انتخاب کرد.