züchten
پرورش دادن (حیوانات یا گیاهان)
Beispiele
- Sie ''züchtet'' Hunde.او سگ پرورش میدهد.
- Anfangs gründeten sie nur viele kleine Siedlungen, deren Bewohner Rinder ''züchteten'' und Gerste anbauten.در ابتدا آنها فقط سکونتگاههای کوچک زیادی بنا کردند که ساکنانش گاو پرورش میدادند و جو میکاشتند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حیوانات را پرورش دادن، گیاهان را کشت کردن یا اصلاح نژاد کردن.
- Er züchtet seltene Rosen in seinem Garten.او در باغش گلهای رز کمیاب پرورش میدهد.
- Die Familie züchtet seit Generationen Pferde.این خانواده نسلهاست که اسب پرورش میدهند.