züchtig

Aussprache: /ˈtsʏçtɪç/
Worttrennung: züch·tig
صفت

با حیا، عفیف، محجوب، مؤدب

Bedeutungen

1

دارای رفتار و پوششی که مطابق با معیارهای اخلاقی و اجتماعی سنتی یا مذهبی در مورد عفت و پاکدامنی است؛ محجوب و مؤدب.

  • Sie trug ein züchtiges Kleid, das ihre Schultern bedeckte.او لباسی با حیا پوشیده بود که شانه‌هایش را می‌پوشاند.
  • Die junge Frau war für ihr züchtiges Auftreten bekannt.آن زن جوان به خاطر رفتار مؤدبانه و با حیاش شناخته شده بود.
  • In dieser konservativen Gesellschaft wird züchtiges Verhalten erwartet.در این جامعه محافظه‌کار، رفتار عفیفانه مورد انتظار است.
2

به طور کلی، مؤدب، فروتن و بدون رفتار پرخاشگرانه یا جسورانه.

  • Er war ein züchtiger Schüler, der nie den Unterricht störte.او دانش‌آموزی مؤدب بود که هرگز کلاس را مختل نمی‌کرد.
  • Ihr züchtiges Wesen machte sie bei den Älteren beliebt.طبیعت فروتن او باعث محبوبیتش در میان بزرگترها شد.
  • Der Priester ermahnte die Gemeinde zu einem züchtigen Lebenswandel.کشیش به جماعت در مورد یک سبک زندگی مؤدبانه اندرز داد.