zügeln
مهار کردن, کنترل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zügeln)
(اسب) را با لگام کنترل کردن و هدایت کردن.
- Der Reiter zügelt sein Pferd.سوارکار اسبش را مهار میکند.
- Sie zügelte das Pferd am Rand des Waldes.او اسب را در لبه جنگل کنترل کرد.
2
Akkusativ / sich
(مجازی) احساسات، خشم، رفتار یا تمایلات خود را کنترل کردن و مهار کردن.
- Er musste seine Wut zügeln.او مجبور بود خشم خود را مهار کند.
- Sie zügelt sich und sagt nichts.او خودش را کنترل میکند و چیزی نمیگوید.