zündeln

Aussprache: /ˈtsʏndl̩n/
Worttrennung: zün·deln
فعل

با آتش بازی کردن (به طور خطرناک و بازیگوشانه)

Beispiele

  • Im Stroh zu ''zündeln'' ist sehr, sehr gefährlich.آتش بازی کردن (بازی با آتش) در کاه بسیار بسیار خطرناک است.
  • Kindern ''zündeln'' gerne heimlich.بچه‌ها دوست دارند یواشکی با آتش بازی کنند.
  • Um im großen Stil zu ''zündeln,'' hat Till Lindemann, ihr Sänger, eine Ausbildung zum Feuerwerker absolviert.تیل لیندمان، خواننده آن‌ها، برای اینکه بتواند در ابعاد وسیع با آتش بازی کند (به عنوان آتش‌باز حرفه‌ای)، دوره‌ای را گذرانده است.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

آتش‌افروزی کردن، با آتش بازی کردن (به صورت خطرناک یا غیرقانونی)

  • Die Kinder wurden ermahnt, nicht im Wald zu zündeln.به کودکان تذکر داده شد که در جنگل آتش‌افروزی نکنند.
  • Wer zündelt, riskiert einen Brand.کسی که آتش‌افروزی می‌کند، خطر آتش‌سوزی را به جان می‌خرد.