zündeln
آتشبازی کردن، با آتش بازی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
آتشافروزی کردن یا بازی کردن با آتش به شکلی خطرناک، غیرمسئولانه یا بازیگوشانه، که میتواند منجر به آتشسوزی شود.
- Die Kinder wurden ermahnt, nicht mit Streichhölzern zu zündeln.کودکان هشدار گرفتند که با کبریت بازی نکنند.
- Es ist gefährlich, im Wald zu zündeln.آتشبازی کردن در جنگل خطرناک است.