zackenartig
دندانهدار، کنگرهدار، نوکتیز
Beispiele
- Er zeigte auf die ''zackenartigen'' Krallen, die auf dem kleinen Würfel nur schwer zu erkennen waren.او به پنجههای دندانهدار اشاره کرد که به سختی روی مکعب کوچک قابل تشخیص بودند.
دندانهدار، کنگرهدار، نوکتیز