فعل
شخم زدن (با تراکتور)، با سرعت زیاد حرکت کردن
معانی و تعاریف zackern:
- به سختی کار کردن، زحمت کشیدن (بیشتر در کاربرد محاورهای و منطقهای)
جملات نمونه برای zackern:
„ »Mit ihm konnte man eine gerade Furche ''zackern''«, stellte Markus Eibeck namens der CDU-Fraktion fest.“
او (مارکوس ایبک به نمایندگی از فراکسیون CDU) اظهار داشت: «با او میشد یک شیار مستقیم شخم زد.»
Wir müssen heute noch richtig zackern, um alles fertig zu bekommen.
ما امروز باید واقعاً سخت کار کنیم تا همه چیز را تمام کنیم.
Er zackert den ganzen Tag auf dem Feld.
او تمام روز در مزرعه شخم میزند (سخت کار میکند).