zagen

Aussprache: /ˈt͡saːɡn̩/
Wortzerlegung: za·gen
فعل

تردید کردن، دودل بودن، ترسیدن

Beispiele

  • […] - ein Neger mit Gazelle ''zagt'' im Regen nie - […]یک سیاه‌پوست با غزال هرگز در باران تردید نمی‌کند.

Bedeutungen

1 intransitiv (oft vor + Dativ)

در انجام کاری یا گرفتن تصمیمی تردید کردن، مردد بودن یا ترسیدن.

  • Er zagt nicht, wenn es um seine Meinung geht.او وقتی پای نظرش در میان باشد، تردید نمی‌کند.
  • Man sollte nicht zagen, wenn man eine Chance bekommt.نباید وقتی فرصتی پیش می‌آید، تردید کرد.