zahnstochergroß

Aussprache: /ˈt͡saːnˌʃtɔxɐˌɡʁoːs/
Worttrennung: zahn·sto·cher·groß
صفت

به اندازه خلال دندان

Bedeutungen

1

بسیار کوچک، به اندازه‌ای که بتوان آن را با یک خلال دندان مقایسه کرد.

  • Die winzigen Kristalle waren kaum zahnstochergroß.کریستال‌های ریز تقریباً به اندازه خلال دندان بودند.
  • Er sammelte zahnstochergroße Muscheln am Strand.او صدف‌های کوچکی به اندازه خلال دندان را در ساحل جمع کرد.
  • Die Maschine kann nur zahnstochergroße Teile präzise bearbeiten.این دستگاه فقط می‌تواند قطعاتی به اندازه خلال دندان را با دقت پردازش کند.