zahnstochergroß
به اندازه خلال دندان
Bedeutungen
1
بسیار کوچک، به اندازهای که بتوان آن را با یک خلال دندان مقایسه کرد.
- Die winzigen Kristalle waren kaum zahnstochergroß.کریستالهای ریز تقریباً به اندازه خلال دندان بودند.
- Er sammelte zahnstochergroße Muscheln am Strand.او صدفهای کوچکی به اندازه خلال دندان را در ساحل جمع کرد.
- Die Maschine kann nur zahnstochergroße Teile präzise bearbeiten.این دستگاه فقط میتواند قطعاتی به اندازه خلال دندان را با دقت پردازش کند.