zankten

Aussprache: /ˈt͡saŋktən/
Wortzerlegung: zank·ten
Konjugierte Form

دعوا کردیم، جر و بحث کردیم

Bedeutungen

1 um + Akkusativ (بر سر چیزی) یا miteinander (با یکدیگر)

درگیر شدن در یک بحث یا نزاع لفظی شدید و غالباً بی‌نتیجه، معمولاً بر سر مسائل جزئی یا اختلافات قدیمی.

  • Die Geschwister zankten sich ständig um die Verteilung des Erbes.خواهر و برادرها دائماً بر سر تقسیم ارث با هم نزاع می‌کردند.
  • Sie zankten miteinander, bis die Sonne unterging, ohne eine Lösung zu finden.آنها با هم جر و بحث می‌کردند تا خورشید غروب کرد، بدون اینکه راه‌حلی بیابند.