zankten
دعوا کردیم، جر و بحث کردیم
Bedeutungen
1
um + Akkusativ (بر سر چیزی) یا miteinander (با یکدیگر)
درگیر شدن در یک بحث یا نزاع لفظی شدید و غالباً بینتیجه، معمولاً بر سر مسائل جزئی یا اختلافات قدیمی.
- Die Geschwister zankten sich ständig um die Verteilung des Erbes.خواهر و برادرها دائماً بر سر تقسیم ارث با هم نزاع میکردند.
- Sie zankten miteinander, bis die Sonne unterging, ohne eine Lösung zu finden.آنها با هم جر و بحث میکردند تا خورشید غروب کرد، بدون اینکه راهحلی بیابند.