herumzanken
با کسی مدام یا بیهوده جر و بحث کردن، سر و صدا کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem herumzanken)
با کسی (معمولاً بر سر مسائل کوچک و بیاهمیت) جر و بحث کردن، دعوا کردن، سر و صدا کردن.
- Die Geschwister zanken schon wieder wegen der Spielsachen herum.خواهر و برادرها دوباره سر اسباببازیها با هم جر و بحث میکنند.
- Hör auf, mit deinem Bruder herumzuzanken!بس کن، با برادرت جر و بحث نکن!