anzapfen
شیر زدن (به بشکه)، وصل شدن (به خطوط تلفن/آب/کامپیوتر)، بهرهبرداری کردن (از منابع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را از منبعی (مثل بشکه، درخت) با باز کردن شیر یا سوراخ کردن خارج کردن.
- Er hat das Bierfass angezapft.او بشکه آبجو را شیر کرد.
- Die Bäume werden im Frühling angezapft, um Ahornsirup zu gewinnen.درختان در بهار شیره کشی میشوند تا شربت افرا به دست آید.
2
Akkusativ
از یک منبع (مثل اطلاعات، انرژی، پول) بهرهبرداری کردن یا آن را مورد استفاده قرار دادن.
- Die Firma versucht, neue Märkte anzuzapfen.شرکت تلاش میکند بازارهای جدیدی را هدف قرار دهد (بهرهبرداری کند).
- Er hat seine Kontakte angezapft, um an die Informationen zu kommen.او از ارتباطاتش استفاده کرد تا به اطلاعات دست یابد.
3
Akkusativ
به صورت غیرقانونی به یک خط تلفن یا ارتباط دیگر وصل شدن برای شنود.
- Die Polizei hat sein Telefon angezapft.پلیس تلفن او را شنود کرده است.
- Es wird vermutet, dass ihre E-Mails angezapft wurden.گمان میرود که ایمیلهای او شنود شدهاند.