zapfenförmig

Aussprache: /ˈtsapfn̩ˌfœʁmɪç/
Worttrennung: zap·fen·för·mig
صفت

مخروطی‌شکل، قندیلی‌شکل

Bedeutungen

1

شکلی شبیه به مخروط یا قندیل، که معمولاً در یک انتها پهن‌تر و در انتهای دیگر باریک‌تر است.

  • Die Eiszapfen hingen in zapfenförmiger Gestalt vom Dach.قندیل‌های یخ به شکل مخروطی از سقف آویزان بودند.
  • Der Baum hat eine eher zapfenförmige Krone.این درخت تاجی نسبتاً مخروطی شکل دارد.
  • Die Frucht wuchs in einer charakteristischen zapfenförmigen Form.این میوه به شکلی مشخص و مخروطی رشد می‌کرد.