zapfenförmig
مخروطیشکل، قندیلیشکل
Bedeutungen
1
شکلی شبیه به مخروط یا قندیل، که معمولاً در یک انتها پهنتر و در انتهای دیگر باریکتر است.
- Die Eiszapfen hingen in zapfenförmiger Gestalt vom Dach.قندیلهای یخ به شکل مخروطی از سقف آویزان بودند.
- Der Baum hat eine eher zapfenförmige Krone.این درخت تاجی نسبتاً مخروطی شکل دارد.
- Die Frucht wuchs in einer charakteristischen zapfenförmigen Form.این میوه به شکلی مشخص و مخروطی رشد میکرد.