abzapfen
تخلیه کردن، برداشتن (مایعات)، استخراج کردن (منابع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را از ظرفی یا منبعی خارج کردن، کشیدن (مثلاً آبجو، خون)
- Er zapfte das Bier aus dem Fass ab.او آبجو را از بشکه کشید.
- Dem Patienten wurde Blut abgezapft.از بیمار خون گرفته شد.
2
Akkusativ
به طور غیرقانونی یا پنهانی اطلاعات، پول یا انرژی را استخراج یا دزدیدن
- Die Hacker haben Daten von den Servern abgezapft.هکرها اطلاعات را از سرورها دزدیدند.
- Jemand hat Strom von unserem Anschluss abgezapft.کسی برق را از اتصال ما دزدیده است.