فعل
دست و پا زدن، وول خوردن، تکان خوردن شدید
معانی و تعاریف zappeln:
- حرکات سریع و بیقرار انجام دادن، دست و پا زدن (معمولاً از بیقراری، ترس یا تلاش برای رهایی)
- بیقرار بودن، عصبی بودن
جملات نمونه برای zappeln:
Endlich ''zappelte'' ein Fisch an der Angel.
بالاخره یک ماهی به قلاب دست و پا میزد.
''Zappel'' nicht so, wenn du mit uns am Tisch sitzt.
وقتی با ما سر میز نشستهای، اینقدر وول نخور.
„Nur eine Dämpfung die perfekt ''zappelt'', läßt die Möglichkeiten des Halb-Pedal Spiels optimal zu.“
«فقط یک دمپر که کاملاً تکان میخورد، امکانات بازی با نیمپدال را بهینه میکند.»