herumzappen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌtsapn̩/
Worttrennung: her·um·zap·pen
فعل

کانال عوض کردن مداوم (تلویزیون)، ور رفتن با کانال‌ها

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت بین کانال‌های تلویزیونی مختلف جابجا شدن، معمولاً بدون هدف خاصی؛ کانال عوض کردن مداوم.

  • Er liegt auf dem Sofa und zappt den ganzen Abend herum.او روی مبل دراز کشیده و تمام شب کانال عوض می‌کند.
  • Ich habe keine Lust, nur herumzuzappen.من حوصله ندارم فقط کانال‌ها را عوض کنم.