herumzappen
کانال عوض کردن مداوم (تلویزیون)، ور رفتن با کانالها
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت بین کانالهای تلویزیونی مختلف جابجا شدن، معمولاً بدون هدف خاصی؛ کانال عوض کردن مداوم.
- Er liegt auf dem Sofa und zappt den ganzen Abend herum.او روی مبل دراز کشیده و تمام شب کانال عوض میکند.
- Ich habe keine Lust, nur herumzuzappen.من حوصله ندارم فقط کانالها را عوض کنم.