zartbesaitet

Aussprache: /ˈtsaʁtˌbəzaɪ̯tət/
Worttrennung: zart·be·sai·tet
صفت

حساس، زودرنج، نازک‌دل

Bedeutungen

1

کسی که به راحتی تحت تأثیر احساسات قرار می‌گیرد، به سختی‌ها یا انتقادات حساس است و زود رنجیده می‌شود.

  • Er ist etwas zartbesaitet und verträgt keine Kritik.او کمی زودرنج است و انتقاد را تحمل نمی‌کند.
  • Man muss bei ihr vorsichtig sein, sie ist sehr zartbesaitet.باید با او با احتیاط رفتار کرد، او خیلی حساس است.
  • Die zartbesaitete Frau weinte bei jeder Kleinigkeit.آن زن نازک‌دل با هر اتفاق کوچکی گریه می‌کرد.