zehnjährig
ده ساله، ده ساله بودن
Bedeutungen
1
به سن ده سالگی اشاره دارد، یا چیزی که ده سال قدمت دارد.
- Das zehnjährige Mädchen gewann den ersten Preis im Wettbewerb.دختر ده ساله در مسابقه جایزه اول را برد.
- Wir feiern bald unser zehnjähriges Firmenjubiläum.ما به زودی دهمین سالگرد شرکت خود را جشن میگیریم.
- Der zehnjährige Junge ist sehr intelligent für sein Alter.پسر ده ساله نسبت به سن خود بسیار باهوش است.