zehnminütig
ده دقیقهای، ده دقیقه طول کشنده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن دقیقاً ده دقیقه است.
- Wir haben eine zehnminütige Wanderung zum Gipfel gemacht.ما یک پیادهروی ده دقیقهای تا قله انجام دادیم.
- Die zehnminütige Übung ist gut für die Konzentration.تمرین ده دقیقهای برای تمرکز خوب است.
- Er brauchte nur eine zehnminütige Antwort.او فقط به یک پاسخ ده دقیقهای نیاز داشت.