zehnwöchig

Aussprache: /t͡seːnˈvœçɪç/
Worttrennung: zehn·wö·chig
صفت

ده هفته‌ای، ده هفته به طول انجامیده

Bedeutungen

1

به مدت ده هفته طول کشیده یا ادامه داشته است.

  • Der zehnwöchige Intensivkurs ist sehr anspruchsvoll.دوره فشرده ده هفته‌ای بسیار چالش برانگیز است.
  • Wir planen eine zehnwöchige Auszeit vom Job.ما یک استراحت ده هفته‌ای از کار را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die zehnwöchige Vorbereitung war entscheidend für den Erfolg.آمادگی ده هفته‌ای برای موفقیت تعیین‌کننده بود.