aufzehren
مصرف کردن، تمام کردن، تحلیل بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufzehren)
چیزی را به طور کامل مصرف کردن، تمام کردن، تحلیل بردن (منابع، انرژی، ذخایر).
- Die Reise hat all unsere Ersparnisse aufgezehrt.سفر تمام پسانداز ما را مصرف کرد.
- Die ständige Sorge zehrte an seiner Kraft.نگرانی مداوم نیروی او را تحلیل میبرد.
2
sich (Akkusativ) (sich aufzehren)
(خود را) تحلیل بردن، فرسوده شدن (از نظر روحی یا جسمی، معمولاً به دلیل نگرانی یا کار زیاد).
- Er zehrte sich in den letzten Wochen völlig auf.او در هفتههای اخیر کاملاً خودش را تحلیل برد.
- Sie zehrte sich vor Kummer auf, nachdem ihr Mann gestorben war.او پس از مرگ شوهرش از غم و اندوه تحلیل رفت.