zehren

Aussprache: /ˈt͡seːʁən/
Wortzerlegung: zeh·ren
فعل

تحلیل بردن، لاغر کردن، فرسودن

Beispiele

  • Dieses heiße Klima hier ''zehrt.این آب و هوای گرم اینجا آدم را تحلیل می‌برد.
  • Jochen leidet an einer Krankheit, die ganz schön ''zehrt.یوهن از بیماری‌ای رنج می‌برد که حسابی آدم را ضعیف می‌کند.
  • Wasser ''zehrt'' und bleicht.آب تحلیل می‌برد و سفید می‌کند.
  • Wein und Essig ''zehren,'' Bier mästet.شراب و سرکه لاغر می‌کنند، آبجو چاق می‌کند.

Bedeutungen

1 von + Dativ

از چیزی تغذیه کردن، مصرف کردن، از چیزی نیرو گرفتن یا استفاده کردن.

  • Er zehrt noch lange von den Erinnerungen an seinen Urlaub.او هنوز مدت‌ها از خاطرات تعطیلاتش بهره می‌برد.
  • In schlechten Zeiten muss man von seinen Ersparnissen zehren.در دوران بد، باید از پس‌اندازهای خود استفاده کرد.
2 an + Dativ

تحلیل بردن، ضعیف کردن، از بین بردن نیرو (معمولاً به دلیل بیماری یا سختی).

  • Die Krankheit zehrte an seinen Kräften.بیماری نیروهای او را تحلیل می‌برد.
  • Die lange Reise hat sehr an ihm gezehrt.سفر طولانی او را بسیار خسته و فرسوده کرد.