freizeichnen
از تعهد معاف کردن, تبرئه کردن, آزادانه طراحی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden freizeichnen)
کسی را از مسئولیت، اتهام یا تعهد مبرا کردن؛ تبرئه کردن.
- Das Gericht hat ihn von allen Anschuldigungen freigezeichnet.دادگاه او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.
- Der Chef zeichnete seinen Mitarbeiter für den Fehler frei.رئیس، کارمند خود را در قبال اشتباه مبرا کرد.
2
Akkusativ (eine Skizze freizeichnen)
در هنر: بدون استفاده از ابزار کمکی یا خطوط راهنما، آزادانه طراحی کردن یا نقاشی کردن.
- Der Künstler zeichnete eine schnelle Skizze frei aus der Hand.هنرمند به سرعت طرحی را آزادانه و بدون خطوط راهنما کشید.
- Sie lernte, Gesichter frei zu zeichnen, ohne Vorlagen zu benutzen.او یاد گرفت که چهرهها را بدون استفاده از الگو، آزادانه طراحی کند.