zeichnen
طراحی کردن، کشیدن، توصیف کردن
Beispiele
- Er ''zeichnete'' mit Kohle ein Porträt von mir.او با زغال پرترهای از من کشید.
- Er ''zeichnet'' ein düsteres Bild von der Zukunft.او تصویر تیرهای از آینده ترسیم میکند.
- Die Figuren in diesem Stück sind realistisch ''gezeichnet.شخصیتهای این نمایشنامه به صورت واقعگرایانه «پرداخته شدهاند.
- Seine Katze hat ein tigergleiches, wild ''gezeichnetes'' Fell.گربه او پوستی ببرمانند و به زیبایی «طراحیشده» دارد.