abzeichnen
از روی چیزی کشیدن، کپی کردن، نمایان شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(نقاشی، طرح) را کپی کردن، رونوشت گرفتن با کشیدن روی آن
- Der Künstler zeichnete die Skizze genau ab, um sie später zu kolorieren.هنرمند طرح اولیه را دقیقاً کپی کرد تا بعداً آن را رنگآمیزی کند.
- Kannst du mir diese Zeichnung abzeichnen?میتوانی این نقاشی را برایم کپی کنی؟
2
Akkusativ
(سند، نامه) را امضا کردن، تایید کردن با امضا
- Der Chef muss das Dokument noch abzeichnen, bevor es versendet wird.رئیس هنوز باید سند را امضا کند، قبل از اینکه ارسال شود.
3
sich
(sich abzeichnen) آشکار شدن، نمایان شدن، خود را نشان دادن
- Eine neue Entwicklung zeichnet sich am Horizont ab.یک تحول جدید در افق در حال آشکار شدن است.
- Die Probleme zeichneten sich schon früh ab.مشکلات از همان ابتدا نمایان شدند.