abzeichnen

Aussprache: /ˈapˌtsaɪ̯çnən/
Worttrennung: ab·zeich·nen
فعل

از روی چیزی کشیدن، کپی کردن، نمایان شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(نقاشی، طرح) را کپی کردن، رونوشت گرفتن با کشیدن روی آن

  • Der Künstler zeichnete die Skizze genau ab, um sie später zu kolorieren.هنرمند طرح اولیه را دقیقاً کپی کرد تا بعداً آن را رنگ‌آمیزی کند.
  • Kannst du mir diese Zeichnung abzeichnen?می‌توانی این نقاشی را برایم کپی کنی؟
2 Akkusativ

(سند، نامه) را امضا کردن، تایید کردن با امضا

  • Der Chef muss das Dokument noch abzeichnen, bevor es versendet wird.رئیس هنوز باید سند را امضا کند، قبل از اینکه ارسال شود.
3 sich

(sich abzeichnen) آشکار شدن، نمایان شدن، خود را نشان دادن

  • Eine neue Entwicklung zeichnet sich am Horizont ab.یک تحول جدید در افق در حال آشکار شدن است.
  • Die Probleme zeichneten sich schon früh ab.مشکلات از همان ابتدا نمایان شدند.