einzeichnen
علامتگذاری کردن، ترسیم کردن، وارد کردن (در نقشه)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را در یک نقشه، نمودار یا طرح رسم کردن یا علامتگذاری کردن
- Bitte zeichnen Sie den Weg auf der Karte ein.لطفاً مسیر را روی نقشه علامتگذاری کنید.
- Die neuen Gebäude wurden in den Stadtplan eingezeichnet.ساختمانهای جدید در نقشه شهر رسم شدند.