freizeichnen

Aussprache: /ˈfʁaɪ̯ˌt͡saɪ̯çnən/
Worttrennung: frei·zeich·nen
فعل

از تعهد معاف کردن، آزادانه طراحی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را از مسئولیت، اتهام یا تعهد مبرا کردن؛ تبرئه کردن.

  • Das Gericht zeichnete den Angeklagten von allen Vorwürfen frei.دادگاه متهم را از تمام اتهامات تبرئه کرد.
2 Akkusativ

در هنر: بدون استفاده از ابزار کمکی یا خطوط راهنما، آزادانه طراحی کردن یا نقاشی کردن.

  • Der Künstler zeichnete die Figur frei aus dem Gedächtnis.هنرمند این شکل را آزادانه از حافظه خود طراحی کرد.