herumzeigen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌtsaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: her·um·zei·gen
فعل

به این و آن نشان دادن، دور گرداندن و نشان دادن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) herumzeigen

چیزی (مانند عکس، شیء، سند) را به افراد مختلف حاضر در یک جمع نشان دادن

  • Er zeigte den Gästen seine neuen Fotos herum.او عکس‌های جدیدش را به مهمانان نشان داد.
  • Kannst du mir bitte den alten Brief herumzeigen?می‌توانی لطفاً نامه قدیمی را به من نشان دهی؟
2 jemanden (Akkusativ) + in + Dativ herumzeigen

کسی را در مکانی (مانند خانه، شرکت یا شهر) چرخانیدن و قسمت‌های مختلف را به او نشان دادن

  • Sie zeigte den neuen Mitarbeitern das Büro herum.او دفتر را به کارمندان جدید نشان داد.
  • Der Reiseführer zeigte uns die wichtigsten Sehenswürdigkeiten der Stadt herum.راهنمای تور مهم‌ترین دیدنی‌های شهر را به ما نشان داد.