herumzeigen
به این و آن نشان دادن، دور گرداندن و نشان دادن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) herumzeigen
چیزی (مانند عکس، شیء، سند) را به افراد مختلف حاضر در یک جمع نشان دادن
- Er zeigte den Gästen seine neuen Fotos herum.او عکسهای جدیدش را به مهمانان نشان داد.
- Kannst du mir bitte den alten Brief herumzeigen?میتوانی لطفاً نامه قدیمی را به من نشان دهی؟
2
jemanden (Akkusativ) + in + Dativ herumzeigen
کسی را در مکانی (مانند خانه، شرکت یا شهر) چرخانیدن و قسمتهای مختلف را به او نشان دادن
- Sie zeigte den neuen Mitarbeitern das Büro herum.او دفتر را به کارمندان جدید نشان داد.
- Der Reiseführer zeigte uns die wichtigsten Sehenswürdigkeiten der Stadt herum.راهنمای تور مهمترین دیدنیهای شهر را به ما نشان داد.