zeigen
نشان دادن، اشاره کردن، آشکار ساختن، مشخص شدن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) / auf + Akkusativ zeigen
چیزی یا راهی را به کسی نشان دادن یا با انگشت به آن اشاره کردن
- Kannst du mir bitte den Weg zum Bahnhof zeigen?میتوانی لطفاً راه ایستگاه قطار را به من نشان دهی؟
- Er zeigte mit dem Finger auf das Foto.او با انگشت به عکس اشاره کرد.
2
etwas (Akkusativ) zeigen
احساسات، ویژگی، رفتار یا نتایجی را ابراز کردن، آشکار ساختن یا نمایش دادن
- Sie zeigte große Freude über das Geschenk.او خوشحالی زیادی از هدیه نشان داد.
- Die Studie zeigt interessante Ergebnisse.این مطالعه نتایج جالبی را نشان میدهد.
3
sich zeigen / sich als + Nominativ zeigen
خود را نشان دادن، آشکار شدن، نمایان شدن یا در نقشی ظاهر شدن
- Das Problem zeigte sich erst später.مشکل تازه بعداً خود را نشان داد.
- Es wird sich zeigen, wer recht hat.مشخص خواهد شد که چه کسی حق دارد.