zeihten
میکشیدند، نشان میدادند
Bedeutungen
1
Akkusativ
کشیدن، چیزی را به سمت خود یا به دنبال خود حرکت دادن
- Er zieht den schweren Koffer.او چمدان سنگین را میکشد.
- Kannst du bitte die Tür zuziehen?میتوانی لطفاً در را ببندی (بکشی و ببندی)؟
2
(intransitiv, oft mit Präpositionen wie 'nach', 'in')
نقل مکان کردن، اسبابکشی کردن (به مکانی جدید)
- Wir ziehen nächste Woche in eine neue Wohnung.ما هفته آینده به یک آپارتمان جدید نقل مکان میکنیم.
- Sie ist vor zwei Jahren nach Berlin gezogen.او دو سال پیش به برلین نقل مکان کرد.
3
(intransitiv)
(باد) وزیدن، (جریان هوا) داشتن
- Es zieht hier, mach bitte das Fenster zu.اینجا باد میآید، لطفاً پنجره را ببند.
- Der Wind zieht stark von Westen.باد به شدت از غرب میوزد.
4
(intransitiv)
(سیگار) کشیدن، پک زدن
- Er zieht genüsslich an seiner Zigarette.او با لذت از سیگارش پک میزند.
- Nicht jeder kann am Joint ziehen.هر کسی نمیتواند از ماریجوانا پک بزند.
5
aus + Dativ
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، درس گرفتن
- Man kann aus diesen Daten keine eindeutigen Schlüsse ziehen.نمیتوان از این دادهها نتایج واضحی گرفت.
- Welche Lehren können wir daraus ziehen?چه درسهایی میتوانیم از این بگیریم؟