فعل
به بار آوردن، منجر به نتیجه شدن، ایجاد کردن
معانی و تعاریف zeitigen:
- چیزی را به وجود آوردن، موجب شدن، نتیجهای را در پی داشتن (رسمی، اغلب در مورد نتایج یا پیامدها)
جملات نمونه برای zeitigen:
Nach vielen Jahren ''zeitigt'' die Arbeit doch positive Ergebnisse.
پس از سالها، این کار بالاخره نتایج مثبتی به بار آورد.
Diese Maßnahmen werden positive Ergebnisse zeitigen.
این اقدامات نتایج مثبتی به بار خواهند آورد.
Seine Bemühungen haben leider keine Erfolge gezeitigt.
تلاشهای او متأسفانه هیچ موفقیتی به همراه نداشت.