zeitigen
به بار آوردن، منجر به نتیجه شدن، ایجاد کردن
Beispiele
- Nach vielen Jahren ''zeitigt'' die Arbeit doch positive Ergebnisse.پس از سالها، این کار بالاخره نتایج مثبتی به بار آورد.
Bedeutungen
1
etwas zeitigen (Akkusativ)
چیزی را به وجود آوردن، موجب شدن، نتیجهای را در پی داشتن (رسمی، اغلب در مورد نتایج یا پیامدها)
- Diese Maßnahmen werden positive Ergebnisse zeitigen.این اقدامات نتایج مثبتی به بار خواهند آورد.
- Seine Bemühungen haben leider keine Erfolge gezeitigt.تلاشهای او متأسفانه هیچ موفقیتی به همراه نداشت.