zeitlupenhaft
به صورت صحنه آهسته، بسیار کند
Bedeutungen
1
اتفاق افتادن یا حرکت کردن با سرعتی بسیار کم، شبیه به صحنه آهسته در فیلمها.
- Die Blätter fielen im Herbst langsam und zeitlupenhaft vom Baum.برگها در پاییز به آرامی و به صورت صحنه آهسته از درخت میافتادند.
- Der Unfall geschah in zeitlupenhafter Geschwindigkeit, sodass alle ihn beobachten konnten.تصادف با سرعتی آهسته رخ داد، به طوری که همه توانستند آن را تماشا کنند.
- Er bewegte sich durch die Menge, fast zeitlupenhaft.او تقریباً به صورت صحنه آهسته در میان جمعیت حرکت میکرد.