zentnerschwer

Aussprache: /ˈtsɛntnɐˌʃveːɐ̯/
Worttrennung: zent·ner·schwer
صفت

بسیار سنگین، سنگین و طاقت‌فرسا، وزین

Bedeutungen

1

به شدت سنگین، به اندازه‌ای سنگین که حمل یا تحمل آن دشوار باشد (یک زنتر تقریباً ۵۰ کیلوگرم است).

  • Die Kiste war zentnerschwer und wir brauchten Hilfe, um sie zu tragen.جعبه به شدت سنگین بود و ما برای حمل آن به کمک نیاز داشتیم.
  • Er trug eine zentnerschwere Last auf seinem Rücken.او باری به سنگینی زنتر بر پشت خود حمل می‌کرد.
  • Der zentnerschwere Steinblock musste mit einem Kran bewegt werden.بلوک سنگی بسیار سنگین باید با جرثقیل جابجا می‌شد.
2

به صورت مجازی، به معنای بسیار مهم، با نفوذ یا تأثیرگذار.

  • Seine Worte waren zentnerschwer und hatten großen Einfluss.کلمات او وزین و بسیار تأثیرگذار بودند.
  • Die Entscheidung des Gerichts war zentnerschwer für die Angeklagten.تصمیم دادگاه برای متهمان بسیار سنگین (مهم) بود.
  • Das zentnerschwere Problem erforderte eine sofortige Lösung.مشکل سنگین و خطیر نیازمند راه حلی فوری بود.