zentral
مرکزی، کانونی، بسیار مهم
Beispiele
- Das ist der ''zentrale'' Punkt.این نکته مرکزی است.
- Das Brandenburger Tor liegt ''zentral'' in Berlin.دروازه براندنبورگ در مرکز برلین قرار دارد.
- [Okakarara:] „Die ''zentrale'' Stadt der Herero 300 Kilometer nördlich von Namibias Hauptstadt Windhuk hat gut 4000 Einwohner, ein Berufsbildungszentrum und zwei Ampeln.شهر مرکزی هِرهرو ۳۰۰ کیلومتری شمال ویندهوک، پایتخت نامیبیا، ۴۰۰۰ نفر جمعیت، یک مرکز آموزش حرفهای و دو چراغ راهنمایی دارد.